ما در سالهای اخیر، خروارها مطلب پژوهشی درباره پایداری در معماری تولید کرده ایم.

اما علیرغم اهمیت غیرقابل انکار پایداری،
این مسئله اصولا مسئله ما نبود...و وقتی به خودمان رجوع میکردیم احساس نمیکردیم که پاسخ یک دغدغه ذهنی دارد داده می شود...

این یک مسئله وارداتی بود.

در حالی که ما مسئله هایی هم داریم که در حال دست و پنجه نرم کردن با آنها هستیم اما اعتماد به نفس روش شناسانه برای پرداختن به آنها را نداریم...

این اثر تقریبا مناقشه برانگیزترین مسائل ممکن را پیش روی معماری معاصر ما گشوده است...مسائلی ورای خودش...

چند پژوهشگر به این مسائل حساسیت نشان دادند؟
مهندس دانشمیر، جایی گفته که مسجد به لحاظ ماهیت یک بنای افقی بوده و تناسبات عمودی رایج، یک انحراف تاریخی محسوب می شود...(نقل به مضمون)

این بهترین مسئله برای یک پژوهش تاریخی و در عین حال فلسفی است...

از سوی دیگر، نظریات علمی بالادستی بسیاری هست، که می گویند انسان ها به مکان ها تعلق دارند و خواهان هویت و خاطره هستند...

کسی رفته پژوهش کند که آیا شواهد تجربی، پیرامون این اثر از این نظریه حمایت میکند یا خیر؟
این خودش یک مسئله عالی برای یک پژوهش با رویکرد نظریه آزمایی است.
همچنین، یک عده این بنا را احترام مفرط به تئاتر شهر می دانند و عده ای بی احترامی...

نفس اینکه احترام به بنای تاریخی، چگونه حاصل می شود؟ با تمایزگذاری و یا تشابه فرمی؟

این هم یک مسئله عالی برای یک پژوهش عقلی-فلسفی است
...
اگر چنین پژوهش هایی رخ دهد، آیا مخاطب مقالات پژوهشی در ایران همین میزان خواهد بود؟

چرا مسئله های خودمان را باید رها کنیم، و روی مسئله های دیگران، تشریفاتی و با اکراه قلم فرسایی کنیم؟

لااقل یک علت مهم این وضعیت، عدم فهم عمیق روش شناسی است....چیزی که اعتماد به نفس تالیف را از ما سلب کرده است.

منبع:گام به گام با روش تحقیق به زبان ساده...

ارتباط از طریق تلگرام
@yasermousapour

محمدیاسر موسی پور