کاربری
کاربر گرامی به معمار فا - معماری ایران و جهان خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
Social Media Tabs
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: زندگینامه و آثار معماری کامران دیبا

  1. #1
    مدیرکل
    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    4,250
    تشکر
    6,172
    تشکر شده 8,135 بار در 3,111 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    میزان امتیاز
    10
    Array

    Apple زندگینامه و آثار معماری کامران دیبا

    كامران ديبا معمار و شهرساز



    • متولد سال ۱۳۱۷تهران
    • فارغ التحصيل رشته معمارى و شهرسازى دانشگاه هاروارد واشنگتن۱۹۶۳
    • شركتدر نمايشگاه نقاشى بى ينال ونيز ۱۹۶۱
    • شركت درنمايشگاه نقاشى بى ينال پاريس۱۹۶۳
    • برپايى نمايشگاه نقاشى در گالرى رئاليته آمريكا ۱۹۶۲
    • شركت در دومينكنگره معمارى ايران ۱۳۵۱
    • بنيانگذار دفتر مهندسين مشاور داخل (قبلازانقلاب)
    • شركت درمسابقه معمارى بنياد آقاخان و دريافت جايزه به خاطر معمارىشهرك شوشتر
    • طراحى و اجراى آثارى چون موزه هنرهاى معاصر تهران، پارك و فرهنگسراىشفق، پارك وفرهنگسراى نياوران، منزل مسكونى (موزه) پرويز تناولى، نمازخانه جنب موزهفرش، مسجد جندى شاپور، شهرك شوشتر، ويلاى «پيرونه» (اسپانيا)، ويلاى «اسپارتينا» (اسپانيا) و چندين اثر ديگر در ايران و اروپا و آمريكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
    • اقامت دائمىدر اسپانيا در سال هاى پس ازانقلاب






    یكی از مراكز هنری كه در چندسال اخیر بسیارموردتوجه و بازدید قرار گرفته و رفته رفته به كاربری اصلی خود نزدیك شده، موزه هنرهای معاصر تهران است كه بخش بزرگی از جذابیت آن، به بنای ماندگار آن مربوط می شود. این ساختمان در تهران خویشاوندان دیگری نیز دارد كه با كمی دقت از سایر سازه های مطرح و معروف متمایز می شود.


    در سال های پیش از انقلاب، فرهنگسرای نیاوران و منزل (موزه) «پرویز تناولی» از دیگر بناهایی هستند كه خیلی سریع و با صراحت هم خونی خود با موزه هنرهای معاصر را بازگو می كنند. بالای بناهای نامبرده و پایین همه آنها تنها نام و امضاییك نفر وجوددارد، كه آن هم «كامران دیبا» ازمعماران مدرن ایران و یكی از چهره های شاخص نسل دوم معماری معاصر ماست.


    كامران دیبایكی از شخصیت های حاضر و حاذق و حساس معماری معاصر ایران است و این را بیش از هرچیزی كنش های به موقع و بجا و انتقادی او به ما می گوید. موضعی كه بعد از یكی دو دهه وقفه، در سال های اخیر نیز همواره شاهد بوده ایم و خوانده ایم. دراین زمینه و برای نمونه می توان به انتقادهایی كه او از وضعیت معماری و شهرسازی كشورمان در دومین كنگره معماری ایران (اسفند ۱۳۵۱) می كند، مراجعه كرد: «این اشتباه است كه بعضی می انگارند و انتظاردارند كه معماران به صورت فردی بر محیطی كه برآن كنترل ندارند اثر بگذارند. اصولاً انتقاد فردی از معماران درمورد بی توجهی به مفاهیم زیبایی های عصر حاضر و نیز عدم تابعیت ازمد و روش های متداول حرفه ای، خرده گیری های بی موردی است، چرا كه اثرات منقطع و كوتاه مدت معماری درمجموعه های شهری بسیار كم اهمیت است.


    اشكال در بدسلیقگی بنای یك ساختمان یایك مجموعه كوچك نیست، بلكه در ناهنجاری و بی نظمی كنترل نشده یك بافت است. بنابراین بعد از سلب مسؤولیت و بی اهمیت انگاشتن نقش معماران در شكل گیری محیط كالبدی است كه جست وجو برای شناخت عوامل و چهره های مؤثر درشكل یابی بافت كالبدی مطرح و قابل بررسی می شود.»


    دیبا دراین سخنرانی و در قسمتی دیگر از حرف هایش تك سازی و سمبل سازی معماران ممتاز را دربرابر معماری محیطی و شهرسازی قرارمی دهد و نادیده گرفتن دومی (معماری محیطی ) را كه از نظر انسانی دارای «ارزشهای والاتری » است ، زیر سؤال می برد. او در این سخنرانی و در این مورد به نكته ای انتقاد می كند كه هنوز و با گذشت سه دهه ، بزرگترین معضل زیست محیطی ایرانی هاست. نكته ای كه نه تنها عدالت اجتماعی ، كه مفهوم شهروندی و همزیستی وهمسایگی را هم به طور آشكار و علنی از بین برده و به رخوت و ركود كشانده است. دامنه انتقادهای این معمار معاصر اما گاه رنگ و رویی حرفه ای به خود می گیرد و گاه شمایی شخصی و تا بدین اواخر ادامه مییابد. یك جا در باره تناسب ایده وا جرا در طرح برگزیده در یك مسابقه معماری نظر می دهد و یك جا در باره مقاله «نادر اردلان » و توصیف تحریف شده او از معماری دوره پهلوی سخن می گوید و هشدار می دهد .

    او همچنین در یادآوری تلاش های جسته گریخته ای كه پیشتریا همزمان با او در عرصه معماری ایران صورت گرفته ، علاقه مندی زیادی از خود نشان داده است و برای نمونه می توان از مطالب او در مجلات معمارییاد كرد، كه هم تأكیدی است برحضورش در تحولات معماری ایران و هم از حساسیت اش در این مورد می گوید. حساسیتی كه شاید خیلی از معماران در غربت ما از دست داده باشند و یا از اعتراف بدان خودداری كنند.و اما با تمام اعتقادی كه به حركت جمعی معماری ایران وجود دارد و دیبا نیز بارها و بارها روی آن تأكید كرده است ، شخصیتیك معمار واقعی را نمی توان در تفریق ایده ها و آفرینه های فردی او شناخت و در انجامه این شناخت به شاخص آثار او مراجعه نكرد. سهم این معمار نسل دومی هم وقتی مشخص و مجزا می شود كه به سازه های ماندگارش رجوع كنیم و از تسلط او بر ماجرای معماری مدرن آگاهی بیابیم.

    در این مورد و مراجعه، موزه هنرهای معاصر تهران كافی است كه معدل جست وجوگری این معمار موفق باشد و بتوانیم نمره قبولی را به او بدهیم والبته قبولی در آزمونی كه نه شركت كننده های زیادی داشته و نه شرایط سختی در نوع خودش و نه صددرصد شانسی و تصادفی بوده است.


    طراحی و اجرای آثاری چون موزه هنرهای معاصر تهران، پارك و فرهنگسرای شفق، پارك وفرهنگسرای نیاوران، منزل مسكونی (موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندی شاپور، شهرك شوشتر، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا) و چندین اثر دیگر در ایران و اروپا و آمریكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵ساختن بناهای شاخص و شكیل و نمادین ، كه از آن به عنوان الگوهای معمارییك دوره یاد می شود، فرصتی است كه در همه جای دنیا به زحمت نصیبیك معمار می شود و این موضوع همیشه و در وهله نخست ربطی به خلاقیت آن معمار ندارد و نتیجه اش اغلب وقتی مشخص می شود كه بنا ساخته شده باشد و قد برافراشته باشد و فضا را به اقتضای ایده مورد مصرف اشغال كرده باشد و بالاخره در معرض دید و داوری مخاطب قرار گرفته باشد. یك چنین بناهای به اصطلاح »مونونشنال» ی بی برو برگرد امضای آن طراح و معمار به حساب می آید و اغلب به خاطر شهروندی بودن جای شانه خالی كردن برای سازنده اش نمی گذارد. به همین خاطر هم ممكن است این فرصت هرگز و یایك بار بیشتر سراغ هر معماری نیاید و سودای ساختن ایده های هنری او را معین نكند.

    فرصت مورد اشاره در ایران آن قدر كم بوده كه داوری درباره چندانی و چونایی كارهای به انجام رسیده را تا حدودی سخت می كند. برای درك كاری هم كه كامران دیبا و دیگر معماران معاصر ما كرده اند، باید به این نظم و بی نظمی حاكم بر ساخت و ساز كشورمان و كمینه كاری كه صورت گرفته، در روندی معكوس بیندیشیم و ببینیم كه هر سازه متشخصی چگونه به این ساختار سردرگم و متشتت اضافه شده و راه باز كرده است و سهم آن در نظم و یا بی نظمی دیدن و دادن به محیط و آنگاه فضا چقدر بوده است. به عبارتی تنها قرار گرفتن در یك روند تاریخی رو به جلو و چیزی را جایگزین چیزی كه باید، كردن، نمی تواند مفهوم درستی از معماری معاصر ما به دست دهدو اینداستان وقتی روشن و به معنای واقعی خود نزدیك می شود كه از دور و از بیرون بدان نگاه كنیم و آن را به مثابه یك حركت جمعی و روحیه قومییك ملت در مقطعی از تاریخ و سپس در ارتباط با كل تاریخ در نظر بگیریم. اگرنه كه بررسی انفرادی بناهای شاخص موجود، صرف نظر از بستر معماری ایرانی، فكر نمی كنم كه چندان ثمربخش باشد و به نظر بیاید و ما را به راهی كه باید، رهنمون شود. هیچیك از آثار معماری كامران دیبا ، چه در ایران و چه در اسپانیا و آمریكا و... در نگاه نخست خود را به تمامی نشان نمی دهد و با ورود به فضای آنهاست كه لایه لایه ورق می خورند و درونه و دایره كامل خود را عرضه می كنند.

    به بیانی دیگر آثار این معمار برجسته نه در یك پلان و نمای كلی، كه در پلان های مختلف شكل می گیرد و به چشم می آید. گسترش افقی فضا و گردش اضلاع و زاویه ها و دور و نزدیك شدن لایه های مختلف دید از دیگر مشخصات كلی این آثار به حساب می آیند و تكرارشان در همه پروژه ها از ثبات آنها در ذهن طراح خبر می دهد. این »كوتاه نمایی» سازه و در عین حال تسلسل آن، شاید از ویژگی های بنیادینی باشدكه از تواضع و فروتنی معماری سنتی كشورمان می آید و از آب دیدگی و آفتاب دیدگی آن. ویژگی هایی كه دیبا آنها را در خود حفظ كرده و حتی با خود به دنیای دیگری برده است. به طوری كه وقتی پرسشگر یك مجله اسپانیایی از او درباره ایرانی بودن مؤلفه هاییكی دو آثار اخیرش (ویلاپیرونه و ویلا اسپارتینا) می پرسد، با صراحت پاسخ می دهد.

    البته كه ایرانی است، ولی نه فقط در محدوده احساسات خاص عرفانی و طبع درویشانه؛ اصولاً، در گذشته، متمولان و صاحبان مكنت ثروت خود را در معرض دید دنیای خارج نمی گذاشتند. این كار آنها باعث می شد كه فقیر و غنی و متوسط الحال در كنار هم زندگی كنند و سیمای معماری شهر آرام و هماهنگ باشد . (نقل از مجله معمار) نكته دیگری كه دال بر ایرانی بودن معماری دیبا است حفظ سكون و سكوت و وقار در تمام آثار اوست كه گذشته از اقتباس هایش، با وفاداری به محیط اصلی طرح و توجه به همان نقطه ظریف «طراحی محیطی» شكل گرفته اند به طور مثال او در توصیف روند شكل گیری «پارك و فرهنگسرای نیاوران » خود چنین می گوید: « این طرح شامل سه قسمت بوده است: ۱- یك دفتر ۲- پارك ۳- فرهنگسرا. این محوطه یك باغ شمیران قدیم بود .

    نظیر این باغ ها در شمیران اوایل قرن فراوان بود و اعیان و بعضی از روستاییان شمیران ، كه در تهران شاغل بودند ، در تابستان های گرم ، تهران را برای چند ماه ترك و زندگی خود را به شمیرانات منتقل می كردند و روزها را زیر درخت های تنومند چنار و كنار آب جاری از قنات ها و شب ها را زیر آسمان پر ستاره و یا پشه بند به صبح می رساندند . باغ نیاوران فاقد ساختمانی قدیمی بود، ولی استخر نسبتاً بزرگ و حوضچه های متعدد و آبریزهای آن به سبك باغ های با اهمیت گذشته طراحی شده بود. یكی از هدف های طراحی جدایی معماری مدرن و حفظ این محوطه به صورت یك سند و همین طور بازگشتی به گذشته ، یا به یك باغ دوره قاجاریه بوده است.»


    او همین توضیح را درباره « پارك و فرهنگسرای شفق » می دهد . اینكه :
    «یكی از كارهای باارزش در این طرح حفظ ساختمان قدیمی آن است كه آن روزها محكوم به تخریب شده بود . فكر می كنم اگر با چراغ قوه هم بگردید، در تهران یك ساختمان مشابه و هم دوره آن در این مقیاس كوچك پیدا نخواهید كرد . از وزیر دربار تا شهردار وقت محله به من فشار آوردند تا این ساختمان را خراب كنم. یكی به دلیل باز كردن دید بیمارستان واتیكان در كوچه شمالی و دیگری به سبب عدم شناخت و ارزش سنت معماری ... امروز خوشحالم كه این ساختمان قدیمی را با اندكی مداخله در نمای آن گسترش دادم و حفظ كردم. چون بین خودمان باشد از ساختمان های خود من شكیل تر و موقرتر است و در آن از آرتیست بازی های جوانی خبری نیست . »


    دیبا كه حالا به دخل و تصرف در آثارش كمی معترض به نظر می رسد و آن را در متنی با عنوان «فرهنگ و اخلاق معماری» بازگو كرده است ، بعد از ۱۲ سال فعالیت حرفه ای در ایران قبل از انقلاب ، كماكان كار خود را در اروپا و آمریكا پی گرفته و ردپاهای دیگری از خود به جا گذاشته است، آنقدر كه این متن كوتاه نمی تواند به ارائه یكباره و یكجای همه كوشش های او بپردازد . كسی كه آفرینه هایش در ارتباطی مؤثر و مداوم با محیط قرار گرفته و هرگز از زیبایی های آن نكاسته و بر درخشش آن افزوده است.

    منبع: ایران معماری


    تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست diba.jpg  

    کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Hamed Mohammadpor از ایشان تشکر کرده است:

    maniya (08-15-2014)

    از تمام معماری های این شهر کثیف و وحشی
    تنها لبه های تیز و برنده ی جغرافیای اتاق تاریکم و گلدسته های بلند غربت ام را می بینم
    اما ...
    لبخند بزن...
    برآمدگی گونه هایت...
    توان آن را دارد که امید رفته را باز گرداند،
    گاه، قوسی کوچک، میتواند.... معماری یک سازه را عوض کند!
    ...
    معماری واقعیتی است از جنس زندگی
    ما باید بتوانیم جـهـان ِ خـــــاص خود را بیافرینیم!

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

تارنمای معمار فا با هدف ارتقاء سطح دانش و فرهنگ ایرانیان و خدمت رسانی به هم میهنان گرامی با عنوان "مرجع تخصصي معماري و معماران ايران" در پنجم اسفند 1391 ایجاد گردیده است.
از لحظه تولد تاکنون معمار فا همواره سعی در بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و خدمات نوین داشته است . معمار فا مفتخر است که شما دوستان عزیز را به همراه دارد.

دوستان ما
لینک های مفید
ابزار ها
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: