پل های عابر پیاده، سازه تزئینی شهرها



نرمه باد اواسط پائیز از میان برگ های درختان رد می شد و میان صدای خوردوهای در حال گذر شکاف می انداخت. در همین اوصاف نگاهم به پسری جوان افتاد که در حال تکاپو و تقلا برای پرش از روی نرده های وسط بلوار بود. آنچنان تلاش می کرد که اگر نیم زحمتی به خود می داد و از پل عابرپیاده در ۱۰ قدمی عبور می کرد دیگر نیازی به تمرین پرش از روی مانع نداشت. بالاخره توانست از روی میله ها بگذارد از میان خودروهائی که با سرعت زیاد در حال حرکت بودند، عبور کند.



نرمه باد اواسط پائیز از میان برگ های درختان رد می شد و میان صدای خوردوهای در حال گذر شکاف می انداخت. در همین اوصاف نگاهم به پسری جوان افتاد که در حال تکاپو و تقلا برای پرش از روی نرده های وسط بلوار بود. آنچنان تلاش می کرد که اگر نیم زحمتی به خود می داد و از پل عابرپیاده در ۱۰ قدمی عبور می کرد دیگر نیازی به تمرین پرش از روی مانع نداشت. بالاخره توانست از روی میله ها بگذارد از میان خودروهائی که با سرعت زیاد در حال حرکت بودند، عبور کند.اما آیا بار دیگر نیز همین گونه خواهد بود و بدون هیچ دردسری خواهد توانست از عرض خیابان به این شلوغی بگذارد، بعید می دانم!به قول شاعر که می گوید: یک بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، بار سوم ...به راستی چه عواملی سبب می شوند که آدمی به این راحتی، بسیاری از قوانین یا بهتر بگوئیم قواعد زندگی اجتماعی شهرنشینی را فراموش کند و بی هیچ اعتنائی آنها را زیر پا بگذارد.البته عوامل مختلفی در این زمینه دخیل هستند، برای مثال یک فرد میانسال با انواع و اقسام آرتروز کمر، زانو و... چگونه قادر است از پله های متعدد پل های عابر پیاده بالا برود و دست آخر بدون هیچ ناراحتی به مقصد برسد. هر چند بر روی برخی از پل های عابر پیاده پله های برقی نصب کرده اند، اما آنقدر تعدادشان انگشت شمار است که دردی را درمان نمی کند. از سوئی مختص به چند میدان و خیابان پررفت و آمد است و بس.برخی دیگر از افراد عبور از پل عابر را نوعی افت کلاس می دانند و گمان می کنند که با عبور از خیابان به دیگران نشان می دهند که چقدر جسور و شجاع هستند. اینان از همان قماشی هستند که با عبور از عرض خیابان نه تنها خودشان و بلکه راننده بخت برگشته را نیز به درسرهای بسیاری دچار می سازند.و اما از عده ای دیگر بگویم که دلایلی همچون ترس از ارتفاع را بهانه خود قرار داده اند تا به این ترتیب دیگر هیچ قصوری بر آنها نتوان گرفت. کمی احساس سرگیجه بهتر از آن است که در اثر تصادف برای مدت ها در بیمارستان بستری باشید.از چند نفری که در حال عبور از عرض بزرگراه هستند می پرسم شما دیگر چرا؟ به حمدلله جوان هستید و پرانرژی. در پاسخ می گویند: می دانید خیلی عجله  داریم و دیرمان شده، می گویم یعنی تا این حد مشغله دارید که بالا رفتن از چند پله شما را از کار و زندگی می اندازد، ژاپنی ها که اینقدر به زمان و کار اهمیت می دهند، مطمئن هستم که از روی پل های عابر پیاده عبور می کنند چه برسد به ما جماعت ایرانی که گذراندن وقت به بطالت برایمان به یک عادت تبدیل شده است.یکی از خاطرات اساتیدمان که مدام به فرنگ سفر کرد بی مناسبت با موضوع گزارش امروز نیست، به گفته او در سفری که به کشور فرانسه داشته یک روز که برای پیاده روی به همراه نوه پنج، شش ساله اش به بیرون از خانه رفته بودند.در هنگام عبور از خیابان این پسربچه دست پدربزرگ خود را به معنای ایستادن می فشارد و با نگاهش به او می فهماند که چراغ عبور عابر پیاده قرمز است. پدربزرگ که هم شگفت زده و متعجب شده از داشتن چنین نوه ای به خود می بالد، چرا که به روایت خودشان هیچ خودرو یا موتورسیکلتی تا مسافت ها نمایان نبوده است. به واقع این نشان از چیست و ما در کجای کار دچار مشکل هستیم. شاید به این دلیل باشد که کودکان امروز و بزرگان فردا از رفتار والدینشان آموزش می گیرند. برای مثال هنگامی که برای عبور از خیابان به طور ناخودآگاه به فرزندمان می آموزیم که هیچ توجهی به پل عابر در چند قدمی خود نداشته باشد، دیگر چه انتظاری می توان داشت.از دختری که در حال عبور از عرض خیابان است، پرسیدم چرا از پل هوائی که در همین نزدیکی است استفاده نمی کنی؟ لبخندی زد و گفت: اگر کمی بیشتر دقت کنید می فهمید که این پل هنوز تکمیل نشده الان حدود دو ماه است که چراغ راهنما را از این قسمت برداشته اند و هنوز پله های پل عابرپیاده را نیز نصب نکرده اند. هر روز باید با ترس و لرز از عرض خیابان عبور کنیم. از سوی دیگر رانندگان هم به خط عبور عابر توجهی نمی کنند و با سرعت زیاد قصد دارند زودتر به مقصد برسند.از این موارد که بگذریم، بسیاری از پل های عابرپیاده در مکان های نامناسب احداث شده اند و همین عاملی است تا از آنها به درستی استفاده نشود. این در حالی است که هزینه احداث پل یکطرفه ۷۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان و پل های دو طرفه ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلیون است. از سوئی دیگر مکانیزه کردن این پل ها مبلغی بالغ بر ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان هزینه در بر خواهد داشت.از طرفی دیگر بنابر آمار ۲۷ تا ۳۰ درصد از تصادفات درون شهری که منجر به مرگ عابرپیاده می شود به دلیل عدم استفاده از پل های عابرپیاده است.همچنین بسیاری از این بی توجهی ها سبب بروز ترافیک در سطح شهر می شود. چرا که رانندگان با سرعت زیاد به خیال آنکه عابری از عرض خیابان نمی گذرد به راه خود ادامه می دهند در حالی که با عبور یک عابر مجبورند اقدام به ترمز کنند که این خود سبب بروز تصادف خودروها با هم یا برخورد با عابرپیاده می شود.البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که تمیزی و زیبائی بسیاری از این پل ها از سطح مطلوبی برخوردار نبوده که این موضوع در میزان تردد عابران مؤثر است. همچنین در مکان های پرازدحام، پل های عابرپیاده به آسایشگاهی برای معتادان و مکانی برای کسب درآمد متکدیان تبدیل شده است. از این رو بی مناسبت نیست که مسئولان ذیربط اقدام به پاکسازی و زیباسازی این اماکن کنند.به نظر می رسد برای نهادینه کردن فرهنگ استفاده از پل های هوائی باید به تغییر نگرش افراد جامعه پرداخت و این میسر نخواهد شد مگر با آموزش دانش  آموزان در مدارس، پخش فیلم های انیمیشن کوتاه و حتی اعمال زور و اجبار!



منبع:پارسی گلد